أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
37
قانون ( فارسى )
راه مىيابد . آن بخش از صفراى طبيعى كه با خون مىرود ، وجودش هم ضرورى است و هم انتفاعى . اندامهائى مانند شش ، مزاجشان نيازمند مقدار معينى صفراى نيك است كه بوسيله خون به آنها مىرسد و در تغذيه خود از آن استفاده مىكنند . ضرورت وجود اين صفرا در همين موارد است . جنبه انتفاعى آن در اين است كه خون را لطافت مىبخشد و به جريان آن در مجارى تنگ كمك مىكند . بخش تصفيه شدهء آن براى كيسه صفرا نيز ضرورى و انتفاعى است : ضرورت آن براى مجموعه تن آدمى است كه از مواد زائد رهائى مىيابد و يا براى تكتك اندامهاست كه كيسه صفرا را غذا مىدهند . نفع آن نيز از دو جنبه است ، يكى آنكه درد و بلغم لزج رودهها را مىشويد و ديگر تحريك ماهيچه مقعد است كه بر اثر آن احساس رفع حاجت به آدم دست مىدهد ، تا محتواى رودها را دفع كند ، زيرا كه به سبب بند آمدن مجرائى كه از كيسهء زهره به طرف روده سرازير مىشود ممكن است عارضه قولنج پديد آيد . ب - صفراى ناطبيعى در دو حالت پيش مىآيد : در حالت اول بسبب آميختن با مواد بيگانهاى از حال طبيعى خارج مىشود و در حالت دوم ، علت خارج شدن از حالت طبيعى در خود آن است . 1 - چنان مشهور و معروف است كه حالت اول ناشى از آميختن بلغم با مادهء بيگانه ، يعنى صفرائى است كه از كبد پيدايش يافته است . ليكن برخى معتقدند كه آميزش آن با سودا موجب خارج شدن از حالت طبيعى مىگردد و چنان كه مشهور است اين مخالط بيگانه يا خلط زرد است و يا خلط زردهاى . اگر بلغمى كه در اين آميزه شركت كرده است آبكى باشد اولى را بوجود مىآورد و اگر آن بلغم آميزه غليظ باشد ، حالت دوم يعنى صفرائى كه به زرده تخممرغ شبيه است ايجاد مىگردد . آنچه كمتر شهرت دارد ، اعتقادى است بر اين اساس كه گويا صفراى خارج از حالت طبيعى همان است كه به صفراى سوخته معروف است و پيدايش آن نيز بر دو حالت محتمل است : يكى آنكه صفرا خودبخود بسوزد و چنان خاكسترى از خود بوجود آورد كه بخش لطيف آن از بخش خاكسترى تميز داده نشود و خاكسترش در آن حبس شود ؛ اين بخش را صفراى سوخته ناميدهاند و چنان حالتى خالى از خطر نيست . ديگر آنكه از خارج ، سودا بر آن وارد شده و با آن آميخته است ؛ اين حالت سليمتر از حالت قبلى است . رنگ صفراى آلوده به سودا سرخ است ولى نه صاف است و نه روشن و شبيه خون است و ليكن آبكىتر است و گاهى بعللى تغيير رنگ پيدا مىكند . 2 - صفرائى كه در گوهر خود از حالت طبيعى خارج شده است و آن غالبا در جگر ايجاد مىشود و يا بخشى است كه از معده بوجود مىآيد . آنچه كه قسمت اعظمش از جگر است